مصاحبه کیهان با مهناز رئوفی نجات یافته از بهائیت--3
-روز سوم
کیهان: با سلام مجدد خدمت شما.
مهناز رئوفی: با تشکر از شما و خوانندگان شما و با تکبیر به خواهران ارشادی. راستی اینها همیشه باید حاضر باشند؟
کیهان: بعله خانم رئوفی. ارشاد کار یک روز و دو روز نیست. خیلی ها ممکن است در زیر فشار یا شرایط دشوار به دامن اسلام بازگردند ولی با تخفیف فشار فیلشون یاد هندستون می کند. حضور اینها فکرهای نادرست را از انسان دور می کند.
مهناز رئوفی: درسته ولی آخه اینا خیلی خشنند. چرا ما با محبت به بهائیت حمله نمی کنیم؟
کیهان: محبت در شان و مرام ما نیست. خداوند قاسم و جبار است ما هم بندگان اوییم.
مهناز رئوفی: پس رحمن و رحیم چی شد؟
کیهان: ببین شما مثل اینکه امروز در ایمان خود اونقدر استوار نیستی و کمی متزلزل صحبت می کنی. شاید لازم باشه خواهرها با شما کمی صحبت و با نرمی خاص خودشون موعظه حسنه کنند تا ارشاد بشی.
مهناز رئوفی: استغفرالله و اتوب علی.
کیهان: نخیر خانم باید بگی استغفرالله و اتوب الیه. شما چقدر بی سوادی. مدرک تحصیلی شما چیه؟
مهناز رئوفی: بنده دیپلمه هستم.
کیهان: چرا دانشگاه نرفتی؟ شما که انشات خیلی خوبه.
مهناز رئوفی: من دیپلمه سال 1368 هستم. خواستم برم دانشگاه اجازه شرکت در کنکور را نگرفتم.
کیهان: ببین این سران بهائیت نگذاشتن شما درس بخوانی. البته مرتبا شعار می دهند که تعلیم و تربیت باید عمومی و اجباری باشد و بی سوادی باید ریشه کن شود و کلی هم پز می دهند که بی سوادی از دهه ها قبل در میان بهائیان ایران ریشه کن شده ولی جلوی تحصیل شما را گرفتند.
مهناز رئوفی: البته دروغ نگم نظام جمهوری اسلامی به من اجازه شرکت در کنکور سراسری را نداد. حق هم داشتند. من پررو و بی ادب در پرسشنامه تقاضا نوشتم بهائی. یعنی در فرم تقاضا زیر ستون مذهب نوشتم بهائی و گفتند نمی شود دانشگاه بری. من هم می پذیرم که هیچ بچه بهائی نباید به دانشگاه برود. جامعه بهائی مشوق من در نوشتن و توانا شدن قلمم بود. بهائیان من را به نوشتن خیلی تشویق می کردند ولی من حوصله نداشتم و ترجیح می دادم دوچرخه سواری و تاب بازی کنم. پسرهای محل هم که همسایگان ما بودند نیز زیاد با ما رفت و آمد داشتند.
کیهان: یعنی چی؟ پسرهای محله زیاد می آمدند و می رفتند که کار نشد. مثل اینکه شما پدر و مادر درستی نداشتی؟
مهناز رئوفی: نه بدبختها اونها را من ذله کرده بودم.
کیهان: چطور.
مهناز رئوفی: من از بچه گی آزاده و یاغی بودم و ابدا به هیچ صراطی مستقیم نمی شدم.
کیهان: خوب اینها به موضوع اصلی ما ربطی نداره. از افشاگری شما در مورد گلشن توحید و رابطه آن با امپریالیسم استفاده کردیم. در مورد فساد اخلاقی و شیوع آن از طریق گلشن توحید کمی بیشتر توضیح دهید.
مهناز رئوفی: این را از من بپذیرید که تا به حال اسلام ناب محمدی با چنین پدیده فاسدی مواجه نشده است.
کیهان: نه. چطور؟
مهناز رئوفی: من به چشم خودم دیدم که به بچه ها و خردسالان موسیقی می آموختند.
کیهان: عجب ضد ارزشهایی در یک مملکت اسلامی رایج می کردند.
مهناز رئوفی: باور کنید مو به تن من سیخ می شد. بچه های معصوم و بی گناه را با فراگرفتن ریتم و نت خوانی و تاریخ موسیقی کلاسیک تباه می کردند.
کیهان: ولی بین خودمان باشد عجب جاسوس های بی ربط و بیخودی هستند. این همه مساله سیاسی در مملکت داریم مثل مساله هسته ای، اصلاح طلبی و فعالیتهای ضد انقلاب و عناصر فعال در سرنگونی رژیم. در این گیر و دار بهائیان سرگرم تربیت بچه ها و آموزش اخلاق و موسیقی و نت خوانی و امثال اینها هستند. لابد کلاسهای نقاشی هم داشتند؟
مهناز رئوفی: باور کنید نقاشی هم داشتند.
کیهان: خب هدف اینها از این فعالیتهای امپریالیستی چیست؟ به کدام ستون نظام ضربه می زنند؟
مهناز رئوفی: ببینید موسیقی، انواع دیگر هنر مثل نقاشی، مجسمه سازی، می تواند نظام را به چالش بگیرد. حرف بهائیان هم همین است. موسیقی می تواند بین انسانها روابط جدید عاطفی بسازد و در ضمن شما کجا دیده ای کسی که موسیقی کار کرده باشد عملیات چریکی و انتحاری انجام دهد. موسیقی و هنر یک تفاهم بین انسانها پدیدی می آورد که از نسلهای بعدی انسانهای خوش فکر، متعادل و خلاقی می سازد. البته که نظام باید نگران کلاسهای موسیقی بچه ها باشد. بهائیان با همین کارها خشونت را از جامعه شان زدوده اند. جامعه ای که خشونت نداشته باشد نمی تواند در عرصه اجتماع ایران عرض اندام کند. ملت ما خشونت دوست دارند. محبت و تفاهم و دوستی و این فکرهای سست نشانه انحطاط آنهاست.
من امیدوارم در نشست بعدی اسم معلم موسیقی را نیز افشا کنم. ولی حالا نمیگم. باید تا جلسه بعد صبر کنید.
کیهان: این فرق بین کیهان و نشریات اصلاح طلب است. این اکبر گنجی بی خود به من بند کرده و مدام کیهان را جنبه نشریه ای تاریک خانهء اشباح می خواند. اگر ما در بارهء کلاسهای موسیقی و هنر بهائیان افشاگری نکنیم کی می کند؟ آیا رسانه های اصلاح طلب اصلا فکر و خمیر مایهء این را دارند که با این کلاسها درگیر شوند؟ آیا جرات دارند فعالیتهای استعماری کلاسهای هنر و موسیقی و نقاشی بهائیان را افشا کنند؟ حالا پشت سرهم مانیفست می نویسند و مثلا روشنگری می کنند. ولی از تاختن به این مفاسد عاجزند.
مهناز رئوفی: بی نهایت از روزنامه کیهان انتقاد می کنند ولی شما در پیشگاه ملت عزیزید. من مایلم با این اصلاح طلبان مناظره کنم. هم من و هم زاهد زاهدانی برای این کار حاضریم. باور کنید 5 دقیقه هم دوام نمی آورند.
کیهان: خوشم اومد که از خودمونی. تا نشست بعدی خداحافظ.